آسمان

 

آسمان چه غریبانه می بارد، و چه عاشقانه نعره سر می دهد. بی آنکه بداند

بهر چه! شاید که آسمان هم با من همدرد است. شاید بر او هم جفا کرده اند

شاید او هم درمانده است از این دنیا و این گونه درد و دل خود را باز گو

می کند آسمان عاشقانه می گرید، زیرا که او دل باخته است و عاشق، وعاشقانه

به جان دل خود می گرید ومن هم آهسته با او می گریم و چه غریبانه رفت آن

پرنده ی کوچک وقتی که از صدای گریه ام خسته شد...