عشق

  عشق

 

هنگامی که عشق می ورزید مگویید: خدا در دل من است، بلکه بگویید: من در دل خدا هستم.

 

عشق احساسی است که باید آن را گرامی داشت

 به بار آورد و از آن مراقبت کرد

عشق دلیل زندگی است

 

عشق

برترین احساس

اشتیاقی عالمگیر

نیروی بس عظیم

و شوری شگفت انگیز است

عشق

دوری جستن

از آزردن دیگری

 

 

به یکدیگر عشق بورزید ، اما از عشق بند مسازید :

بگذارید عشق دریایی مواج باشد در میان سواحل روح شما...

دل های خود را به یک دیگر بدهید، اما نه برای نگه داشتن.

زیرا تنها دست زندگی شایسته آن است دل های شما را نگه دارد.

در کنار یکدیگر بایستید، اما نه بسیار نزدیک به یکدیگر:

زیرا ستون های معبد جدای از هم می ایستند،

و درخت بلوط و درخت سرو در سایه ی هم نمی بالند.

 

 

 

ازدواج، یگانگی دو فطرت خدایی ست تا فطرت خدایی سومی نیز بتواند روی زمین زاده شود. ازدواج، یگانگی دو روح در بستر عشقی سوزان است برای پایان دادن به جدایی. وحدتی است متعالی که یگانه های جدا را در خود ذوب می کند. حلقه ای است زرین در زنجیری که آغازش یک نگاه و پایانش جاوانگی است. بارانی است پاک که از آسمان نیالوده می بارد تا طبیعت خداوندی را بارور و متبرک سازد.

همان گونه که نخستین نگاه چشمان یار مانند دانه ای در دل آدمی کاشته می شود ، و نخستین بوسه ی لب هایش گلی است بر شاخه ی درخت زندگی، پیوند عاشق و معشوق نیز نخستین میوه ی نخستین گل آن دانه است .

 

وخیم ترین بیماری جامعه انسانی در طول تاریخ سل یا جذام نیست، بلکه عدم توجه انسان ها به یکدیگر و محبوب قلب ها نبودن، همواره بزرگترین رنج بشر بوده است. درد های جسمانی با دارو بهبود می کنند اما تنها راه شفای تنهایی، نا امیدی و غم ، عشق است. انسان های بسیار در دنیا بر اثر نداشتن لقمه ای نان خالی، از گرسنگی می میرند اما تعداد بیشتری در اثر نبود جرعه ای نا چیز از محبت و عشق با زندگی وداع می کنند.           مادر ترزا

 

خدا در دل هاست...

 

 خدا

خدا ، هرگز آن گونه نیست که در اندیشه هست. خدا در اندیشه جای نمی گیرد . این اندیشه است که همچون ذره ای در ساحت بی منتهای خداوند سیر می کند.

   ***

اگر چیزی ناراحتت کرد، اگه حرف حق تو رو، کسی نیست که بشنود، اگه کسی بی خود و بی جهت با تو دشمنی داره، دل به خدا بسپار.

   *** 

آن خدایی که چون( از شوقش به نماز) بر خیزی تو را می نگرد ( و حال تو را مشاهده می کند). 

 ***

خدا را در دلت احساس کن

و قدم هایت را محکم تر از همیشه بردار.

چرا که وقتی ایمان شکست می خورد

ترس، پیروزی اش را

در وجودت جشن می گیرد!

عاشقانه

شعر

 

خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم

هر چند کنی دگر بار بمیرم

من طاقت نادیدن روی تو ندارم

مپسند که در حسرت دیدار بمیرم

 

 

 ز فراق سینه سوزت، غم سینه سوز دارم

گل من قسم به عشقت نه شب و نه روز دارم

به دو گونه ی لطیفت، به دو چشم اشک ریزم

که به راه عاشقی ها ز بلا نمی گریزم

به تو ای فرشته ی من ، گل من ترانه ی من

که جدایی از تو باشد غم جاودانه من

چون تو در برم نباشی، غم بی شمار دارم

تو بدان که با غم تو غم روزگار دارم

 

ای کاش می شنیدی این صدا را

که این گونه تو را به خود می خواند

ای کاش می دیدی این نگاهی که

این چنین چشم به انتظارت می ماند

ای کاش می فهمیدی این احساس را

که نامش را آدمیان عشق نهادند.

 

 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دستخطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

 

 

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل

خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که

تو دلیل آن شدی

 

 

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند و من دانم و دل ومن

خاک من گِل شود وگُل شکفد از گُل من

تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

 

 

 

خاطرم نسیت از نسل بارانی یا که از نسل نسیم

هر چه هستی گذرا نیست هوایت ، بویت...

هر چه هستی دوست می دارمت...

 

 

بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

 

 

من این دنیای زیبا را به لبخد تو می بخشم

من این آسایش شب را به رویای تو می بخشم

من این جان عزیزم را به دیدار تو می بخشم

 

روز و شب خواب نمی آید به چشم غم پرست

بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد

همچنان د رآتش مهر تو سوزانم چو شمع

 

 

در خواب ناز بودم شبی... دیدم کسی در می زند...

در را گشودم روی او ... دیدم غم است در می زند

ای دوستان بی وفا از غم بیا موزید وفا

غم با آن همه بیگانگی هر شب به من سر

 

     

 

ادبی

خورشید و ساحل

صبح شد و خورشید از خواب ناز بیدار شد و حکومت خود را آغاز کرد. ساحل که دختر زیبای دریا بود، به پدرش گفت: که دوست ندارد که خورشید بر آنها حکومت کند.خورشیدهم از این حرف عصبانی شد و به امواج که سربازانش بودند، دستور دارد که ساحل را در هم بکوبند. امواج هم بر سینه ی ساحل کوبیدند. شب از راه رسید و چادرپر ستاره ی خود را بر آسمان پهن کرد ساحل نیز با چشمانی گریان به خواب رفت . دوباره صبح فرا رسید و خورشید چادر پر از ستاره ی شب را از آسمان جمع کرد و صبح آغاز شد. خورشید با نور گرم خود بر دریا و ساحل تابید و امواج را بخشید . آن روز آسمان آبی بود و دریا آرام امواج گونه های ساحل را نوازش می کردند.    

 

نهج البلاغه

             نهج البلاغه

 

واماندگی، بلاست. صبر شجاعت است و پارسایی ثروت، پرهیر از گناه سپر( از سقوط در فاسد) است و بهترین همنشین، نشاط است.

 

با مردم آنچنان رفتار کنید که اگر با آن روش جان دادید برای شما گریه کنند و اگر زنده ماندید با آغوش باز و شوق فراوان به سوی شما بشتابند.

 

آنگاه که بر دشمنت دست یافتی عفو از او را سپاسگذاری از خدا برای پیروزی بر دشمن قرار بده!

 

عاجز ترین مردم کسی است که در بدست آوردن دوست وامانده شود و عاجزتراز او کسی است که دوستی را که از میان مردم بر آن دست یافته از دست بدهد.

 

از لغزشهای جوانمردان و شخصیت ها چشم بپوشید ، زیرا هر جوانمردی لغزید به طور حتم دستش به دست خداست و او را بلند می گرداند.

 

دادرسی از ستمدیدگان و شاد ساختن غمزده کفاره ی گناهان شخصیت هاست.

 

هر کس مطلبی را پنهان داشته باشد بطور حتم در لابلای کلمات و رخسارش آشکار می گردد.

 

تا آنجا که می توانی برای مریضی در رختخواب نخواب.

 

بهترین پرهیزگاری مخفی بودن آن است.

 

خطر!خطر! به خدا سوگند آنقدر گناهان را خدا پنهان داشته که گویا آمورزیده است.

 

نیکوکار بهتراز کار نیک است و بدکار بدتراز کار بد.

 

سخاوتمند باش نه در حد ولخرجی! روی حساب خرج کن نه درحد خسیسی.

 

شرافتمندانه ترین ثروت ها ترک آرزو های دور دراز است.

 

کسی که آرزویش طولانی باشد رفتارش پست می گردد.

 

زبان عاقل پشت دل اوست وقلب احمق پشت زبانش.

 

ثروتی هم ردیف عقل نیست. هیچ بیچارگی همانند نادانی نیست. ارثی بهتر از ادب و تربیت نمی باشد. پشتیبانی بهتر از مشورت یافت نمی شود.

 

زبان درنده است اگر او را رها کنی می گزد.

 

زن همانند کژدم است(با این تفاوت که) گزیدنش شیرین است.

 

با از دست رفتن دوست، انسان غریب می شود.

 

بزرگان

 سخنی از بزرگان

 

در هر کاری شرط اصلی داشتن یک اراده قوی است، شرایط دیگر چندان اهمیتی ندارد.        ( گوته)

 از اندیشه ها و آرزو های دیگران، برای موفقیت خود کمک بگیرید.    ( پاندر)

 بدترین گناه این است که به کسی که به صداقتت ایمان دارد دروغ بگویی.  (شکسپیر)

 دوست شما کسی است که به شما احتیاجی ندارد اما باز هم دوست شماست.  ( شاملو)

 مشکلات ، انسان های بزرگ را متعالی می کند و انسان های کوچک را متلاشی !( شریعتی )

 فاصله گرفتن از آدم هایی که دوستشان داریم بی فایده است زمان به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها وجود ندارد.  ( گوته)

 با پدر و مادر خود چنان رفتار کن که از فرزندان خود توقع داری. ( سقراط)

 جایی که عشق هست خدا هست.  ( تولستوی)

 هرگز فرصت دوستت دارم را از دست نده.  ( براون)

 اگر روزی مقام تو پایین آمد، نا امید مشو، زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پایین می رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید.   ( افلاطون)

 نا امیدی نخستین گامی است که شخص به سوی گور بر می دارد (ناپلئون بناپارت)

 آرزوی یک خوشبختی بزرگتر، پیوسته ما را از لذت خوشبختی که از آن بهره مندیم  باز می کند.(ژاک دوال)

 اگر تصمیم داشته باشی ، به زودی موفق خواهی شد، زیرا آدمی ساخته افکار خویش است. ( موریس مترلنیگ)

 آن لحظه که به شدت احساس تنهایی می کنی، مطمئن باش یکی برای دیدنت لحظه شماری می کنه.   ( شکسپیر)

سه نکته کلیدی

سه نکته کلیدی

 تا اراده است ، راه نیز هست! مردی که یک کوه را از میان برداشت، از جمع کردن سنگریزه ها شروع کرده بود.

زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم!

بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد، نه در آنچه بدان می نگری.